بی تو ... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
همین که فکر می کنم به تو و خیالتدلتنگتر میشوم برای تو xa0و بودنت در این حضور بی تو xa0آنقدر شوقانگیزی که سجده میکنم تو را xa0بلند بالای من! از همه دنیا که بگذرم از آغوش تو چشم نمیپوشم تو حرف بزن من مست میشوم سیر که نمیشوم! اگر خدا نیستی چرا تکی؟ گل زیبای من
می شود نروی؟ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
دلم تنگ شده بوددلم تنگ شده بود براي دلتنگي هايت براي سرودن دوباره تنهايي ات با خودم لج كرده ام اين انتهاي من است انتهاي طاقت بيتابي هاي شبانه ام مي دانم هرگز در خيال لحظه هايت پريشاني اين روزهايم را جاي نمي دهي مي دانم مجالي براي انديشيدن به اشك هايم نداري به خيالت قول داده ام كه دلتنگ لبخندت بمانم ...
بودنت را باور دارم؟ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
شادم به بودنت در آن دورهای ارغوانیشادم به تصویر لبخندت در طنین ترانه های دلتنگی شادم به سلام های صبحگاهی به جملاتی ساده از تو که برای من معنایی فراتر از جملات معمولی دارند انگار که از علاقه می گریزی پنهان می شوی آنسوی پرچین باغ می خواهی که دور شوی اما لبخندت را جا می گذاری صدایت می زنم و تو لبخند می...
هر چه بادا باد - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
مثل کشیدن کبریت در باد xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دیدنت دشوار است xa0 من که به معجزه ی عشق ایمان دارم xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 می کشم xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...
شوق دیدار - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
این چه رازیست که در پرده چشمان تو خفته ست به ناز ؟ای که در چهره پر مهر تو جاریست بهار از غم عشق تو دل آشفته ست و نفس می کشد آرام و صبور زیر آوار تب و درد فراق پریان در خوابند من و اشک و دل و غم بیداریم ! گر چهxa0بر xa0خانه قلب من غم بی امان می تازد لیک در ظلمت این درد خموش شوق دیدار تو تا صبح بهار ز...
برای تو نازنین زندگیم - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
دریا دل من دوباره دلتنگهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آهنگ صداش توی این آهنگه دریا من و اون تو رو با هم دیدیم xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 آرامشو از نفسات فهمیدیم ♫♫♫ دریا تو می دونی که جای پای ما کجا بوده دریا تو می فهمی که واسه جدایی ما زوده دریا من و اون مثل ساحل و مثل موج می مونیم دنیا چیکار کردی با ...
من و تو و یه عالمه نقطه چین - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
باور نکن تنهاییت را ، من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیکتر تو ، از تو به تو نزدیکتر من xa0 باور نکن تنهاییت را ، تا یک دل و یک درد داریم تا در عبور از کوچه ی عشق ، بر دوش هم سر میگذاریم xa0 دل تاب تنهایی ندارد ، باور نکن تنهاییت را هر جای این دنیا که باشی ، من با توام ؛ تنهای تنها xa0 من با ...
تنها تووووووووو - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
در طواف کعبه ی چشم تو مستی می کنممست در آیین مستی می پرستی می کنمبی خیال نام خود آغشته ام با آتــــــشتشعله ای جان را جدا ازخبث هستی می کنممن به اعجاز جنونم آن چنان خو کرده امصد قیامت را به پا در هر نشستی می کنممنکه دارم درد بی درمان او را یادگارگـر بهشت آید به چشمم وه که پستی می کنمآنچنان شورییده و...
زیبای مجازی - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:37
و گاهی اینگونه دلتنگ می شوم برای توتویی که در مجازی ترین نقطه زندگیم هستی ... و منی که از تو دورم خیلی دور ... و می گذرند این روزها و ثانیه ها ،xa0به امید دیدن روی زیبای تو در این تنهایی ، در این هجوم سرد بی تو بودن تو بگو چگونه دلتنگیم را برایت ببارم؟ چگونه قطرات دلتنگیم را پنهان کنم از پناهگاه چشم...
ناجی - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:37
عاشقانه هایم را به باد می سپارمبرای تو... تو که رنگین کمان لبخندت نهایت آرامش من است گونه هایت را آماده کن ناجی من!!!... بگذار ببوسمت با چشمانی همیشه تشنه تو زیبای مجازی من!! ... برخیز پنجره را بگشا دستانت را باز بگذار می خواهم زیباترین ترانه های عاشقی را در ستایش تو بسرایم و به باد بسپارم تا به ضری
ای نفس نوشته های پریشانم... - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 16:37
فراق را پایانی نیست...و به تو رسیدن شاید مشکلتر در این سکوت ، در این خلوت ، در این بی تو بودن تو را نفس میکشم با این قلب خسته ام چشم به راهت می مانم ای نفس نوشته های پریشانم... ای تارو پود هذیان های شبانه ام... ای رنگین کمان خط خطی های مجازیم... زمزمه می کنم دوستت دارم رابا این قلب خسته و مشتاق بیا
و تو رفتی ... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
نگاه تــــــو... مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند... چه معجــــــــونی می شود... زندگــــــی... با لمس دستانِ تـــــــو... با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو... +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعتxa08:49 AMxa0 توسطxa0رامینxa0 |xa0
بیاد تو... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
شنیدن نامم ، آنهم از لبان تو طعم نوبرانه های این روزهای بهار را دارد... یکبار دیگر صدایم کن به نام کوچک +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعتxa08:53 AMxa0 توسطxa0رامینxa0 |xa0
من هستم - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
ایســــتاده امـــــ بگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را بـــــرود...! مــــــــــــن، همیــــن جــــا، کنــــار قــــولــهایــت، درســـــت روبــــروی دوســــت داشتـــنت و در عمــــق نبودنــــت، محــــکم ایستــــاده ام +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعتxa09:4 AMxa0 توسطxa0رامینxa0 |xa0
با تو - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
مثل باران هاي بي اجازه ،وقت و بي وقتدر هوايم پراکنده ايو من بي هواناگهان خيسم از تو . . . +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعتxa09:28 AMxa0 توسطxa0رامینxa0 |xa0
پیش تو - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
ایـنـکـــه xa0 میـان دسـتـانَـت xa0 لـحـظـه ای چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم… xa0 و دنـیــــا بـــه سکـوت صـــدای xa0 نَـفَـس هــایَـت فــــرو رَوَد xa0 نمیــــدانــــــی … xa0 چه هـیـجـــانــــی ست … +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۱۵ساعتxa09:29 AMxa0 توسطxa0رامینxa0 |xa0
سرنوشت - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
این نوشته دلنوشت ، باورم نیست سرنوشت من نوشتم حرف دل ، بی خیال سرنوشت؟ هک شود یک سرنوشت با تلاش و سعی و کشت (هرچه کردم او نوشت) .این شود یک سرنوشت امدن یک سرنوشت ،مرگ من هم سرنوشت اختیار من کجا ، این که شد جبر ، کو بهشت +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۱۹ساعتxa04:10 PMxa0 توسطxa0رامینxa0 |xa0
چه خبر از دل تو؟؟؟ - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد...؟ یا به یک خندهxa0ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد...؟ چه خبر از دل تو....؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من میگیرد....؟ مثل رویای رسیدن به خدا.... همه شب تا به افق دل من نیز به آزادگی قلب تو پر میگیرد +xa0نوشته شده در xa0۱۳۹۶/۰۲/۳۰ساعتxa09:34 AMxa0 ...
به نام ... - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 13:00
مـدت هـاسـت کـه نـنـوشـتـه ام نـه از خـودم ، نـه از بـاران ، و نـه حـتی بـرای او چـه طـنـینی دارد ایـن کـلام درواگـویه هـای دلی تـنگ ، کـه تـنهـایـی شـب را هـمـراز نگـاهـش می دانـد ... بـا سکـوت نـجـوا کـرده ام ایـن چـنـد وقـت نـوشـته ام امـا بـا واژه هـایی غـریـب کـه نـفهـمیـدم از کجا آمـده انـد و
..... - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 12:34
کشتی های سفر رفته خالی به خانه بازمی گردند در حالی که سازنده هاشان در اعماق مدفونند وچشم ها ابتدا اشک هایشان را از دست میدهند وسپس خواب شان را xa0