
پاییز که میشود انگار ...بهانه های کال دلت جوانه میزندمشتی خاطرات زرد و بنفش ، از آسمان آن سالها از دور چشمک میزننددلتنگی دست دلت را میگیردو روی نیمکت های سرد و خالی خزان خورده مینشاندپاییز که میشود...قلبت زل میزند به خورشید بی فروغ خاطرات روزهای سرد و چشمت خیره به آسمانی میماند که نمیبارد...چرا اینچنین تکرار در تکرار بسته به ستونهای سنگی روزها مرگ احساست را به نظاره نشستی؟چرا همراه مرغ های مهاجر که کوچیدند و رفتند سبکبال و رها کوچ نکردی؟به راستی که پاییز پادشاه فصل هاست و من عاشق پاییزم و البته ...
ادامه مطلب
فریاد پاییز یک صداست، این نوا ، از خش خش برگها پیداست ، و این صدا نقطه ی آرامش من است ، پاییز اولین و آخرین فصل زندگی من است و اینجاست که احساسم از فصل خویش مینویسد… به وسعت پاییز ، زندگی بدون خزان سبز نیست ! اطرافم پر از برگهای زرد است ، درون پاییز یک دنیا حرف است ، دلم تنگ است ، دلم تنگ است! و یک عالمه درد دل در ی...
ادامه مطلب
حیف نیست آبان روی چشمهای پاییزxa0 دلبری کند وتو هنوز روی بی مهری دلت ایستاده باشی وبه آمدن فکر نکنی .....
ادامه مطلب
به وسعت پاییز ، زندگی بدون خزان سبز نیست اطرافم پر از برگهای زرد است ، درون پاییز یک دنیا حرف است ،xa0xa0 دلم تنگ است ، دلم تنگ است و یک عالمه درد دل در یک فصل نو ، و من همچنان قدم میزنم میروم در حالی که برگها نیز همسفر پاهای خسته من هستند در حالی که صدای همه برگها در آمده ، و این خش خش برگهاست که مرابه این باور میرساند اینک به دیدار پاییز آمده ام... کاش میتوانستم پاییز را در آغوش بگیرم ، و همینجا دست سرد درختی را بگیرم که بی برگ است پاییز آغاز سر سبزی هاست ، زیباتر از همه فصلهاست و این آغاز م...
ادامه مطلب
xa0 امشب رها از زمان . . . xa0 تنها به تو می اندیشم . . . xa0 آهنگهای تکراری ... xa0 خاطرات تکراری . . . . xa0 و اشک های تکراری .... xa0 تکرار در بودن تو که هیچ گاه تکراری نمی شود ... xa0 این بی نهایت من است ....
ادامه مطلب
دلــگيـــر مباش..... xa0 xa0 دلت که گيـر باشد ، xa0 xa0 رهـــــا نمي شوي ! xa0 xa0 خـداونـد ، xa0 xa0 بنده گــان ِ خود را ، xa0 xa0 با آنچه به آن « دل » بســته اند مي آزمــايد !!...
ادامه مطلب
ز دستم بر نمیخیزد که یک دم بی تو بنشینم بجز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم تو را من دوست میدارم خلاف هر که در عالم اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم ز اول هستی آوردم قفای نیستی خوردم کنون امید بخشایش همیدارم که مسکینم د...
ادامه مطلب
xa0من باشم و تو باشی و باران، چه دیدنی است... بی چتر، حسّ پرسه زدن ها نگفتنی است پاییز، با تو فصل دل انگیز بوسه هاست! با تو، صدای بارش باران شنیدنی است ابری و چکّه می کنی و مست می شوم طعم لبان خیس تو الان چشیدنی است!! خیسم، شبیه قطره ی باران، شبیه تو تصویر خیس قطره ی باران کشیدنی است این جاده با تو تا همه جا مزّه می دهد این راه ناکجای من و تو، رسیدنی است؟!! باران ببار!! بهتر از این که نمی شود من باشم و تو باشی و باران ... چه دیدنی است!!...
ادامه مطلب
هــوسxa0کــرده امکـــه تـــو بـاشـــیمـــن بـــاشـمو هیچـکـس نبـاشـــدآنگـــاهداغتـــریـنxa0آغــــوش هـــاxa0را از تنـتــــو شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــبیـــرون بکشـــمبــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــو نیسـتـــی ......
ادامه مطلب
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آهنگِ اشتیاقِ دلی دردمند را شاید که بیش از این نپسندی xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 آزارِ این رمیده سر در کمند را بگذار سر به سینه من تا بگویمت xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 اندوه چیست! عشق کدام ست! غم کجاست! بگذار تا بگویمت این مرغ ِ خسته جان xa0xa0xa0xa0x...
ادامه مطلب