این روزها بی تو ....
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 17:18
گاهی به خاطر خیلی چیزا از دنیا میبـــُـریولی به خاطر کسی که حتی نه میخاست پیشت بمونهو نه میخاست پیشـــش بمونی،ولی خواست که قول بدی:همیشه حالت خوب باشه ،،تموم سعیتو میکنی که زیر قولی که بهش دادی، نزنی...تازه اون موقع هست که میفهمیتو که همیشه میخندیدی و میخندوندی،چقدر سخته بخای مزه تلخ این روزاتو، قای...
همه چیز عوض شده است...
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 0:38
آیین عشقبازی دنیا عوض شدستیوسف عوض شدست ٬ زلیخا عوض شدستسر همچنان به سجده فرو برده ام ولیدر عشق سالهاست که فتوا عوض شدست!خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیخو کن که جای ساحل و دریا عوض شدست!آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشیداکنون به خانه آمده اما عوض شدست!حق داشتی مرا نشناسی به هر طریقمن همچنان همانم و د...
با تو تا ته ته ته دنیا در گذرم ...
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 13:04
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ه...
پاییز من ...
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 13:04
پاییز که میشود انگار ...بهانه های کال دلت جوانه میزندمشتی خاطرات زرد و بنفش ، از آسمان آن سالها از دور چشمک میزننددلتنگی دست دلت را میگیردو روی نیمکت های سرد و خالی خزان خورده مینشاندپاییز که میشود...قلبت زل میزند به خورشید بی فروغ خاطرات روزهای سرد و چشمت خیره به آسمانی میماند که نمیبارد...چرا اینچ...
باران عجیب شبیه توست ...
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 13:04
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ه...
این نیز بگذرد....
-
تاریخ: 1402/7/1 ساعت: 17:35
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ه...
من و این دل دیوانه ...
-
تاریخ: 1402/6/11 ساعت: 17:44
پابند کفشهای سیاه سفر نشویا دست کم بخاطر من دیرتر برودارم نگاه می کنم و حرص می خورمامشب قشنگ تر شده ای، بیشتر نشوکاری نکن که بشکنی امـا... شکسته ایحالا شکستنی ترم از شاخه های موموضوع را عوض بکنیم ، از خودت بگوبه به مبارک است ، دل خوش ، لباس نودارند سور و سات عروسی می آورنداز کوچه های سرد به آغوش گرم...
ساده مثل ...
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 18:07
یه تیکه از یه کتاب خوندم که واقعا حالمو خوب کرد، میگفت:«از رها کردن نترس…هیچکس نمیتواند چیزی که مال توست را از تو بگیرد؛ و تمام دنیا نمیتوانند؛ چیزی که مال تو نیست را حفظ کنند ..»همینقدر ساده و قشنگ!...Adblock test (Why?)
دل من و دل تو ...
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 18:07
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ه...
من ویران توام ...
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 18:07
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻐﺾ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﮔﻢ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﺯ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻗﻴﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺷﻬﺮﻳﻌﻘﻮﺏ ﻭﺍﺭ ِﻳﻮﺳﻒِ ﻛﻨﻌﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ ،ﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻱﻣﻴﺮﺍﺙ ﺩﺍﺭ ﻣﻌﺒﺪ ﻭﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺷﺎﻳﺪ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﻱ ﭘﺮﻳﺪﻩ ﺭﻧﮓﻫﻢ ﭘﺎﻱ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻏﺰﻝ ﺧﻮﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺍﻱ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺳﻴﺎﻩ ﺷﺐﺩﻳﺮ ﺍﺳﺖ ﻣﺤﻮ ﺻﻮﺭﺕ ﻧ...
دلتنگتم...
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 22:04
من چه در وهم وجودم ، چه عدم، دلتنگماز عدم تا به وجود آمده ام دلتنگمراز گل کردن من ، خون جگر خوردن بوداز در آمیختن شادی و غم دلتنگمخوشه ای از ملکوت تو مرا دور انداخت!من هنوز از سفر باغ ارم دلتنگمگر چه بخشید گناه پدرم آدم را!به گناهان نبخشوده قسم ، دلتنگمحال، در خوف و رجا ، رو به تو بر می گردمدو قدم د...
عشق تو تا ابد ...
-
تاریخ: 1402/5/7 ساعت: 17:35
بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبوداحساس در “الـــهه ی نـــاز ِ بنان” نبـودبی شک اگر که خلق نمی شد “گناهِ عشق”دیگر خدا بــــــه فکـــــــر ِ “شبِ امتحان” نبودبنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیماندازه ی تو هیــــچ کسی مهربان نبوداینجا تمــــام ِ حنـــجره هــــــا لاف می زنندهرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن ن...
من و دست تو ...
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 15:21
با همین دست، به دستان تو عادت كردماین گناه است ولی جان تو عادت كردمجا برای من گنجشک زیاد است، ولیبه درختان خیابان تو عادت کردمگرچه گلدان من از خشك شدن میترسدبه ته خالی لیوان تو عادت كردمدستم اندازهی یك لمس بهاری سبز استبسكه بیپرده به دستان تو عادت كردمماندهام آخر این شعر چه باشد انگاربه ندانستن پایا...
قصه عشق من و تو ....
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 15:21
قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن داردوقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیمدست در دست تو هــر کوچــه دویدن داردتاک، ازبوی تَنَت مست، به خود می پیچدسیب در دامنت احســـــاس رسیدن داردبیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداستطعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن داردکودکی...
من مثل تو
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 15:21
خورشیدِ پشتِ پنجرهی پلکهای منمن خستهام! طلوع کن امشب برای منمیریزم آنچه هست برایم به پای توحالا بریز هستی خود را به پای منوقتی تو دلخوشی، همهی شهر دلخوشندخوش باش هم به جای خودت هم به جای منتو انعکاسِ من شدهای... کوهها هنوزتکرار میکنند تو را در صدای منآهستهتر! که عشق تو جُرم است، هیچکسدر شهر نیست باخ...
باز هم روزای بی تو
-
تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 20:38
رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک تکراریمدارا می کند عمـــــــریست با من , درد و بیـمارینمی پرسی چرا چشمم, دمادم خیس و بارانی است؟چرا رنگم شده ,مـــــــــــــانند آدم های سیگاری ؟مرا از پای در می آورد این درد ,می دانــــــــــــمامان از درد هجران و فغان از عمر اجـــــــباریزلیخا تا نباشی , حُس...
و این بار من و تو برای همیشه ....
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 11:57
در میان من و تو فاصله هاست..دفتر عمر مرا باتو شکوهی دیگر..رونقی دیگر هست!توبه اندازه تنهایی من خوشبختی،من به اندازه زیبایی تو غمگینم! چه امید عبثی..!من چه دارم که تورا درخور؟ هیچ!من چه دارم که سزاوارتو؟ هیچ!تو همه زندگی من هستیتوچه داری؟همه چیز!تو چه کم داری؟هیچ!راستی شعر مرا میخوانی؟نه دریغا هرگز!ب...
دلتنگم برای تو
-
تاریخ: 1401/8/2 ساعت: 11:57
دلتنگی شـعر نمیـخواهدموسیقـی میـخواهد،موسیقـی صداے تـو !ڪہ آرام در گوشـممـی پیچـد ،وقتـی عاشقانـہ مـی گویـی؛دوستت دارمدلتنگتم ای همیشه در یادم... Adblock test (Why?)
و این بار تو برای نوشتی ....
-
تاریخ: 1401/6/13 ساعت: 11:44
در میان من و تو فاصله هاست..دفتر عمر مرا باتو شکوهی دیگر..رونقی دیگر هست!توبه اندازه تنهایی من خوشبختی،من به اندازه زیبایی تو غمگینم! چه امید عبثی..!من چه دارم که تورا درخور؟ هیچ!من چه دارم که سزاوارتو؟ هیچ!تو همه زندگی من هستیتوچه داری؟همه چیز!تو چه کم داری؟هیچ!راستی شعر مرا میخوانی؟نه دریغا هرگز!ب...
یک سال دیگه گذشت ...
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 14:10
امروز تولد من است من فهمیدم دنیا سرزمین وسیعی است پراز مشکلات سخت و من هم موجودی هستم وسیع تر و سخت تر از دنیاهمان روز در گوش من خواندند تو آمدی که برگردیهمان روز به من گفتندشعر صدا آب و هوا مادر و پدر و عشق مال تو استهمان روز فهمیدم که هیچ مجالی از لحظه خالی نیست و لحظه هم جای بی خیالی نیستمن فهمید...