
به جز غم تو که با جان من همآغوشست
مرا صدای تو هر صبح و شام در گوشست
چراغ خانه چشم منی نمیدانی
که بی تو چشم من و صحن خانه خاموشست
قسم به زلف سیاهت چنان پریشانم
که هر چه غیر تو از خاطرم فراموشست
ز چشمم ای گل مهتاب خفته در پس ابر چو ماه
رفتی و شبهای من سیهپوشست
هزار شکر که گر غایبی ز دیده ما
غم فراق تو با اشک من همآغوشست
پرندهای که غزلخوان باغ بود پرید کنون
ز داغ عمش باغ سینه گلجوشست

برچسب:
نویسنده: بردیا رستمیان