در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «و باز روي آن شيشه تب دار تو را"ها"كردم» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
سال نو یعنی تو...
آنقدر به " تو" اندیشیدم
که نگاهم به خورشید سوزاند هرم لبهایش را
و تنم گرفت بوی تنت را
و تنگ شد دلی از غمی سنگین
این است حال و روزم
وقتی نیستی
.
.
.
!

آسمان را مرخص می کنم
دیگر به هوا هم نیازی ندارم !!!
" تو" خودت را ...
مثل آسمان ...
مثل هوا ...
مثل نور ...
پهن کرده ای روی همه لحظه هایم
.
.
.
!

" تــو" میگذری ...
زمان میــگـــــذرد !...

چه کنم با دلــــی که از " تو"...
توان گذشتنش ...
نیست
.
.
.
!

برای " تو" می نویسم...
که بدانی:
هوایت را دارم،
هوای دل پر ملالت را!
وقتی خیس از اولین بارش تنهاییت برمیگردی
آسمان خسته ات را به من بسپار...
همه ابرهای دلت را با خودم میبرم
.
.
.
!

من اسیر یک بغض سنگینم...
بغضی از جنس احساس و برخاسته از دلی بی قرار...
برای رهایی از این اسارت
تنها به تبسم " تو" نیازمندم
.
.
.
!

ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي
ابزار وبلاگ نويسي
برچسب:
نویسنده: بردیا رستمیان