امشب از دنیای تو یک مرد تنها میرود
ترک شهرت می کند آنسوی دنیا میرود
چون غریبی مانده تنها و بی کس و بی اقربا
زندگی را می کند حاشا ی حاشا میرود
او حیاتش پر ز محنت بود و دردش بی دوا
کرده گل های خزانی را تماشا میرود
او که عمری با خودش تنهای تنها مانده بود
در رخ آیینه هم نابود و پیدا میرود
میرود تا دورها فارق زهر نام و نشان
گر چه عاشق بوده است از عشق رسوا میرود
میشود گم در میان هجمه های زندگی
همچو قویی تا بمیرد سوی دریا میرود
برچسب: امشب شب مهتابه,امشب,امشب ميخوام مست بشم,امشب دلم گرفته,امشب شب مهتابه سیما بینا,امشب چی بپزم,امشب شبه مهتابه,امشب شب عشقه,امشب ای ماه,امشب چه شبیست,
نویسنده: بردیا رستمیان
تاريخ: پنجشنبه
15 مهر
1395 ساعت: 10:39