
تو بگو با غم این خاطره هایت چه کنم کرده ام این دل بشکسته فدایت چه کنم چشم گردانده ام هر سوی تو را میبینم دیدگانم نکنم کور برایت چه کنم؟ شب و روزم همه با غم گره خورده است بگو با نوای تو و آهنگ صدایت چه کنم؟ میزنم بوسه به جای قدمت با دل خون نزنم بوسه به خاک کف پایت چه کنم؟ دل ما منزل آن یار گرامی بوده است رفتی و ریخت همه سقف سرایت چه کنم؟ شب به شب این دل بیچاره از این سینه غریب میپرد باز به امید هوایت چه کنم؟ از چه گویی که دگر ناله از این غم نکنممنه مجنون نکنم د...
ادامه مطلب
ای که هر لحظه از زندگیم از چهره ات و از نگاهت عطر آگین می شودو همچنین از فردای آینده امیدوارم می سازدتو مونس و همدم دل تنهای من هستیxa0و تنها خوشبوترین گلی هستی که من انتخاب نمودمبیا تا سختی دوریت را با...
ادامه مطلب
رسید از سمت دلتنگی پیامی عاقبت از تو شنیدم که نمی آیی من و فردای دور از تو: xa0تو از فردا خبر دادی از آزادی کنار تو از آغوش پر از مهرت وجود گرم و ناز تو نمیدانی چرا تنهام؟ نمیدانم چرا تنها: همیشه مونسم بوده خیال بوس گرم تو دوباره خیس چشمانم دوباره آسمان ابریست نمیدانم چرا ابرا نمی گرین برای تو...!...
ادامه مطلب
چگونه فراموشت کنموقتی تمام آسمانبه رنگ چشمهای توست؟...
ادامه مطلب