
موضوع «امروز و غم نبود تو و باز هم دل تنهای من» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ترا به هرگذری هست بیقراردگر مرابجز تو درین شهر نیست یار دگر ترا اگر غم من نیست غم مباد ترا که جز غم تو مرا نیست غمگسار دگربگیر خرده جان مرا و خرده مگیر ابزار وبلاگ نويسي ابزار وبلاگ نوي...
ادامه مطلب
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ها همه رازهایی است از سوختن شمعی که پروانه ندارد.به گذشته که می نگرم مبهوت می مانم.چشمانت ، روشن و شیدانگاهت ، مغرور و گیرانامت ، پاک و زیباصدایت ، پر طنین و دلربااما بعد از این تفکر، پریشانی غمی مرا می رنجاند که مرور گذشته ها بی فایده است چرا که این همه زیبایی قسمت من نخواهد بود.این را بدان!همیشه دلتنگ توام ، دلتنگ تو و تمامی چیزهایی که نه بوی هوس دارند و نه رنگ گناه ،دلتنگ تو وتمامی لحظه های رس...
ادامه مطلب
دلم برای خودم تنگ است روزهاست که افسرده به عکسی که در قلبم داری مینگرم طراحی چشمان زیبایت در ذهنم تمام شد راستش را بخواهی جاودانه شده ای از دردهایم برایت بگویم ؟؟؟ ارام شده اند دیگر به نبودنت عادت کرد...
ادامه مطلب
و اگر می نویسم،دوست دارم بدانیدر خلأ دنیای بی جاذبه از نبودنت،عجیب معلقممی چرخم و می چرخم و می چرخمو در چشم های ناباور یک سرگردان دلتنگ کسی را می بینم شبیه خودمکه هنوز عاشق کسی ست شبیه تو...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
چه حس مبهمیه وقتی یه روز پاییزی و بارونی ،جلوی تلویزیون روی مبل دو نفره دارز کشیدی و بچه ها از سر وکولت بالا میرن وتو میخوای تازه احساس خوشبختی کنی که یهو یاد کسی به دلت چنگ میزنه وناخوداگاه میبینی صورتت خیسه خیسه .وتو تنهای تنهایی با یاد عشقت....
ادامه مطلب
ای آنکـــــــه ربــــودی ز کفـــم دل به نگـاهی باز آی که غیــــراز تو مــــرا نیست پنــــاهی فــــریـــــاد که بی روی تو در انجمــــن عشق من مانــــدم و غمهــــای تو و شـــــامسیاهی این قــــدر مرنجـــــان دل مــا را که تــو دانی جـــز عشق تو بر گــردن دل نیست گنـــــاهی ای آنکـــه ســر زلف تو در دست رقیب است یــــادی هم از این سوختــــه کن گاه به گاهی گفتـــی که چـــه داری که به پایــم بفشــــانی گــــویم که مـــرا نیست مگـــــر نـــاله و آهی آن هم چـــو بیایی نتـــوان یـــــافت در این دل من مانــــم و شــرم از تو و این روی سیاهی گوینـــــد ک...
ادامه مطلب