
موضوع «امروز و غم نبود تو و باز هم دل تنهای من» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ترا به هرگذری هست بیقراردگر مرابجز تو درین شهر نیست یار دگر ترا اگر غم من نیست غم مباد ترا که جز غم تو مرا نیست غمگسار دگربگیر خرده جان مرا و خرده مگیر ابزار وبلاگ نويسي ابزار وبلاگ نوي...
ادامه مطلب
تو بگو با غم این خاطره هایت چه کنم کرده ام این دل بشکسته فدایت چه کنم چشم گردانده ام هر سوی تو را میبینم دیدگانم نکنم کور برایت چه کنم؟ شب و روزم همه با غم گره خورده است بگو با نوای تو و آهنگ صدایت چه کنم؟ میزنم بوسه به جای قدمت با دل خون نزنم بوسه به خاک کف پایت چه کنم؟ دل ما منزل آن یار گرامی بوده است رفتی و ریخت همه سقف سرایت چه کنم؟ شب به شب این دل بیچاره از این سینه غریب میپرد باز به امید هوایت چه کنم؟ از چه گویی که دگر ناله از این غم نکنممنه مجنون نکنم درد روایت چه کنم؟ بخوانید...
ادامه مطلب
مثل کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است من که به معجزه ی عشق ایمان دارم می کشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد هر چه بــــــادا بــــــــــاد! ...
ادامه مطلب
چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد...؟ یا به یک خندهی چشمان پر از ناز کسی میمیرد...؟ چه خبر از دل تو....؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من میگیرد....؟ مثل رویای رسیدن به خدا.... همه شب تا به افق دل من نیز به آزادگی قلب تو پر میگیرد +نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۲/۳۰ساعت9:34 AM توسط...
ادامه مطلب
عشق مرا باور کن ای دار و ندارم من جز میان قلب توجایی ندارم زندانیم بین خزانی بی سرانجام بعد زمستان می رسد اما بهارم روزی تو را پیش نگاهم میکشانم من که به این رویای خود امیدوارم دوری ولی نزدیک وقتی سقف هامان یک آسمان است وتویی زیرش کنارم ای کاش میگفتی به من حرف دلت را تا مثل باران خزان شب ها نبارم شاید دروغی پشت اسم عشق باشد حس که حالا من به چشمان تو دارم اما نمی دانم چرا روز وشبم را با خاطر آزرده ای در انتظارم آبان شروع هر زمستان جدیداست ...
ادامه مطلب