
دوست داشتنگاهی وقت هاسنگین استبه سانسنگینیِ لیاقت دوست داشته شدنو بعضی وقت هادوست داشتنحیاتی دیگر استزنده نگه داشتنکسی درون اتحتیبا وجود این فاصله های دور. بخوانید...
ادامه مطلب
آنکه مرغ دلش از سینه پریده است منمآنکه می میرد و مهر تو ندیده است منمآنکه سرخوش ز وصال دگران است توئیوانکه زهر غم عشق تو چشیده است منمآنکه پا بر سر کویم ننهاده است توئیوانکه برکوی تو با سر بدویده است منمآنکه یک لحظه نگاهم ننموده است توئیآنکه تصویر تو بر دیده کشیده است منمآنکه با خاطر آسوده غنوده است توئیآنکه از دیده او خواب پریده است منمآنکه هر لحظه جوان گشته و شاداب توئیآنکه از جور تو هر لحظه خمیده است منمهمچو مرغ سحرم گفت*خراباتی* به فغانآنکه زین عشق ثمر هیچ ندیده است منم بخوانید...
ادامه مطلب
باز آمدم از چشم تو یک شعر بسازمدستم به قلم ماند و نشد وای ز چشمتدر چشم تو یکدشت پر از لاله مشکیپنهان شده ، من دیده ام ای وای ز چشمتاز چالهی لبخند تو در چاه نگاهتافتادم و عاشق شدم ای وای ز چشمتپیراهن یوسف چو به یعقوب رساندندبینا شد و فریاد زد ای وای ز چشمت بخوانید...
ادامه مطلب
گاهی به خاطر خیلی چیزا از دنیا میبـــُـریولی به خاطر کسی که حتی نه میخاست پیشت بمونهو نه میخاست پیشـــش بمونی،ولی خواست که قول بدی:همیشه حالت خوب باشه ،،تموم سعیتو میکنی که زیر قولی که بهش دادی، نزنی...تازه اون موقع هست که میفهمیتو که همیشه میخندیدی و میخندوندی،چقدر سخته بخای مزه تلخ این روزاتو، قایم کنی و بدون اون، بخندی! بخوانید...
ادامه مطلب
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ها همه رازهایی است از سوختن شمعی که پروانه ندارد.به گذشته که می نگرم مبهوت می مانم.چشمانت ، روشن و شیدانگاهت ، مغرور و گیرانامت ، پاک و زیباصدایت ، پر طنین و دلربااما بعد از این تفکر، پریشانی غمی مرا...
ادامه مطلب
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ها همه رازهایی است از سوختن شمعی که پروانه ندارد.به گذشته که می نگرم مبهوت می مانم.چشمانت ، روشن و شیدانگاهت ، مغرور و گیرانامت ، پاک و زیباصدایت ، پر طنین و دلربااما بعد از این تفکر، پریشانی غمی مرا...
ادامه مطلب
این وبلاگ با همه وجودم تقدیم به کسی که هیچ وقت یاد و خاطرش از یادم نمیره... تقدیم به تمام کسانی که با عشق محال پیوند دارند و تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زندگی می دهد!مطمئن هستم هنگامی که این دست نوشته را می خوانی تنها لبخندی از روی ترحم خواهی زداما افسوس، که نمی دانی ، این ها همه رازهایی است از سوختن شمعی که پروانه ندارد.به گذشته که می نگرم مبهوت می مانم.چشمانت ، روشن و شیدانگاهت ، مغرور و گیرانامت ، پاک و زیباصدایت ، پر طنین و دلربااما بعد از این تفکر، پریشانی غمی مرا...
ادامه مطلب
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻐﺾ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﮔﻢ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﺯ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻗﻴﻞ ﻭ ﻗﺎﻝ ﺷﻬﺮﻳﻌﻘﻮﺏ ﻭﺍﺭ ِﻳﻮﺳﻒِ ﻛﻨﻌﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ ،ﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻱﻣﻴﺮﺍﺙ ﺩﺍﺭ ﻣﻌﺒﺪ ﻭﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺷﺎﻳﺪ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﻱ ﭘﺮﻳﺪﻩ ﺭﻧﮓﻫﻢ ﭘﺎﻱ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻏﺰﻝ ﺧﻮﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺍﻱ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺳﻴﺎﻩ ﺷﺐﺩﻳﺮ ﺍﺳﺖ ﻣﺤﻮ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻮﺭﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺟﻤﻊ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻦﻣﻲ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﻱ ﭘﺮﻳﺸﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﻭﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﻧﺬﺭ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻗﻠﺒﻢ ،ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺳﺖﺑﺎﻳﺪ ﺩﺧﻴﻞ ﺑﺴﺖ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡﺁﻩ ﺍﻱ ﻧﺴﻴﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺷﺖ ﺑﻲ ﺑﻬﺎﺭﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﺭ ﺭﺛﺎﻱ ﺗﻮ ﻃﻮﻓﺎﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡ...
ادامه مطلب
بی عشق هیچ فلسفه ای در جهان نبوداحساس در “الـــهه ی نـــاز ِ بنان” نبـودبی شک اگر که خلق نمی شد “گناهِ عشق”دیگر خدا بــــــه فکـــــــر ِ “شبِ امتحان” نبودبنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیماندازه ی تو هیــــچ کسی مهربان نبوداینجا تمــــام ِ حنـــجره هــــــا لاف می زنندهرگز کسی هر آنچه که می گفت،آن نبود!گشتم،نبود،نیست… تو هم بیشتر نگرد!غیر از خودت که با غزلـــــم همزبان نبوددیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفتبا اینکه پای هیـــــچ زنـــــی در میان نبود! بخوانید...
ادامه مطلب
با همین دست، به دستان تو عادت كردماین گناه است ولی جان تو عادت كردمجا برای من گنجشک زیاد است، ولیبه درختان خیابان تو عادت کردمگرچه گلدان من از خشك شدن میترسدبه ته خالی لیوان تو عادت كردمدستم اندازهی یك لمس بهاری سبز استبسكه بیپرده به دستان تو عادت كردمماندهام آخر این شعر چه باشد انگاربه ندانستن پایان تو عادت كردم بخوانید...
ادامه مطلب
قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشمان تو دیدن داردوقتی از شوق به موهای تو افتاده نسیمدست در دست تو هــر کوچــه دویدن داردتاک، ازبوی تَنَت مست، به خود می پیچدسیب در دامنت احســـــاس رسیدن داردبیــخ گوش تو دلاویزترین بـــاغ خــــداستطعـــم گیلاس از این فاصله چیــــدن داردکودکی چشم به در دوخته ام...تنگ غروبدل مـن شـــــوقِ در آغــــــــوش پریدن دارد"بوسه" سربسته ترین حرف خدا با لب توستاز لب ســـرخ تــــو این قصـــــه شنیدن دارد...! بخوانید...
ادامه مطلب
خورشیدِ پشتِ پنجرهی پلکهای منمن خستهام! طلوع کن امشب برای منمیریزم آنچه هست برایم به پای توحالا بریز هستی خود را به پای منوقتی تو دلخوشی، همهی شهر دلخوشندخوش باش هم به جای خودت هم به جای منتو انعکاسِ من شدهای... کوهها هنوزتکرار میکنند تو را در صدای منآهستهتر! که عشق تو جُرم است، هیچکسدر شهر نیست باخبر از ماجرای منشاید که ای غریبه تو همزاد با منیمن... تو... چهقدر مثل تو هستم! خدای من!! بخوانید...
ادامه مطلب
رفیق نیمه شبهایم , غــــــــم است و اشک تکراریمدارا می کند عمـــــــریست با من , درد و بیـمارینمی پرسی چرا چشمم, دمادم خیس و بارانی است؟چرا رنگم شده ,مـــــــــــــانند آدم های سیگاری ؟مرا از پای در می آورد این درد ,می دانــــــــــــمامان از درد هجران و فغان از عمر اجـــــــباریزلیخا تا نباشی , حُسن یوســــــــف را نمی فهمیزمجنون می رباید قرص ماهت,عـقل وهوشیاریبیفشان آفـــــــــــتاب مشرقی : عطر نگاهــــت راکه امشب کم کنم رونق, من از بازار عـطاریبه یک ناز تو از سر می رود هوش و قرار دلمده پندم ع...
ادامه مطلب
در میان من و تو فاصله هاست..دفتر عمر مرا باتو شکوهی دیگر..رونقی دیگر هست!توبه اندازه تنهایی من خوشبختی،من به اندازه زیبایی تو غمگینم! چه امید عبثی..!من چه دارم که تورا درخور؟ هیچ!من چه دارم که سزاوارتو؟ هیچ!تو همه زندگی من هستیتوچه داری؟همه چیز!تو چه کم داری؟هیچ!راستی شعر مرا میخوانی؟نه دریغا هرگز!باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی!کاشکی شعر مرا میخواندی!چه کسی خواهد دید مردنم را بیتو؟ بی تو مردم..مردم..!گاه می اندیشم خبرمرگ مرا باتو چه کسی می گوید؟آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی توراکاشکی می د...
ادامه مطلب
دلتنگی شـعر نمیـخواهدموسیقـی میـخواهد،موسیقـی صداے تـو !ڪہ آرام در گوشـممـی پیچـد ،وقتـی عاشقانـہ مـی گویـی؛دوستت دارمدلتنگتم ای همیشه در یادم... بخوانید...
ادامه مطلب
در میان من و تو فاصله هاست..دفتر عمر مرا باتو شکوهی دیگر..رونقی دیگر هست!توبه اندازه تنهایی من خوشبختی،من به اندازه زیبایی تو غمگینم! چه امید عبثی..!من چه دارم که تورا درخور؟ هیچ!من چه دارم که سزاوارتو؟ هیچ!تو همه زندگی من هستیتوچه داری؟همه چیز!تو چه کم داری؟هیچ!راستی شعر مرا میخوانی؟نه دریغا هرگز!باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی!کاشکی شعر مرا میخواندی!چه کسی خواهد دید مردنم را بیتو؟ بی تو مردم..مردم..!گاه می اندیشم خبرمرگ مرا باتو چه کسی می گوید؟آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی روی توراکاشکی می د...
ادامه مطلب
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشدکاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه ی دلتنگیها و نبودنهایت می شدکاش بودی تا سر به روی شانهای مهربانت میگذاشتمو دردهایم را به گوش تو می رساندم.....بدون تو عاشقی برایم عذاب استمیدانم که نمیدانی بعداز تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارمکاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقممیدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شودمیدانم که نمیدانی بدون تو دیگر بهانه ای نیست برای...
ادامه مطلب
تـــــــو دستــ در دستــ ِ دیگـــــــــــرے ... مــــטּ در حــــال ِنــــوازش ِ دلــــے ڪــــه , سخـــتـــ گرفتــــه از تـــ ــو ...! مـــــــدام تڪـ ـرار مے ڪنــــم : ڪــــه نتـــ ـــرس اے دل ...! آטּ دستـهــــا بـ ـه هیچڪــــس وفـ ــــا ندارنــــد ......! بخوانید...
ادامه مطلب
تا به کی در شهر من طوفان شود با حسرتتکوچههایم غرق در باران شود با حسرتت باش تا دریای من غمگین نباشد تا ابدقصد کردی ساحلم ویران شود با حسرتت باز امشب داغ عشقت خانه را دلگیر کردتا به کی کاشانهام زندان شود با حسرتتچشمهایم بی تو اقیانوس دلتنگی شدندگریهام باید که بی پایان شود با حسرتتبی گمان رفتی که در شبهای پر اندوه شهرشاعرت پیوسته سرگردان شود با حسرتت بخوانید...
ادامه مطلب
و تو هستی و ...جـاده هـای انتظـــــــــــار بـه پـایـان رسیـــد درمیـان شلـوغـی هـای شهــری کـه مردمـش بـا مــن غـریبـه بـودنـد تــو را از دیــــاری دیگــــــر آشنـا تـر از همـه ی غـریبـه هـای شهـرم یــافتـم ایستـاده بـــودی در آن سـوی جاده ای کـه بیـن مــن و تـــو فـاصلــه مـی انداخـتفـاصلـه ای کوتـاه کـه مـن آن را بـا قـدم هـای عـاشقانـه ام طـــی کردم &nbs...
ادامه مطلب