
دلم تنگ شده بوددلم تنگ شده بود براي دلتنگي هايت براي سرودن دوباره تنهايي ات با خودم لج كرده ام اين انتهاي من است انتهاي طاقت بيتابي هاي شبانه ام مي دانم هرگز در خيال لحظه هايت پريشاني اين روزهايم را جاي نمي دهي مي دانم مجالي براي انديشيدن به اشك هايم نداري به خيالت قول داده ام كه دلتنگ لبخندت بمانم كاش هرگز نداني چه انتقام سختي از خودم گرفته ام.... ...
ادامه مطلب
یعنی می شود روزی بیایی، آرام دستانم را بگیری و با بوسه ای سد کنی هزار بغض نشکسته ام و زمین و زمان را دوباره به خنده هایم آشنا کنی؟ یعنی می شود بیایی در شب های دلگیری مرا به بهشت زیبای آغوشت مهمان کنی و این بنده نوازی زیبای تو مصادف شود با جان دادن دوباره من در آغوشت ؟ یعنی می شود روزی بیاییو فقط باشی اینجا، در کنارم ؟ یعنی می شود ... ؟...
ادامه مطلب
دل... این واژه ي بي نقطه گاهيبه وسعت يک دريابرايت دلتنگي ميکند و امشب دلم براي تو. . . نه مثل هميشه ... بلکه بيشتر از هميشهتنگميشود! ...
ادامه مطلب